جک ها و لطیفه های خفن و جالب

سلام. تصیم گرفتم علاوه بر قسمت های قبلی وب یه قسمت جالب دیگه به نام جک و لطیفه هم بذارم  تا دوستان علاوه بر بازدید از سایر نقاط وب لحظاتی رو هم شاد باشند و  بخندند  به همین خاطر این صفحه رو اختصاص دادم به جدیدترین جک ها و لطیف ها. البته این جک ها علاوه بر  اینکه خیلی خطرناک نیستند خیلی هم  حزب اللهی و برادرانه نیستند و در کل فکر می کنم که مجموعه خوبی بشود. فقط یک سری نکاتی هست که باید به اطلاع شما دوستان برسونم:

1-) در  این جک ها قصد توهین به هیچ یک از اقوام  و نژاد ها نمی باشد و فقط هدف شاد بودن و لذت بردن می باشد.

2-) خواهشی که از دوستان دارم اینه که با نظراتشون و نظر دادنشون من رو در  هر چه بهتر و مفید تر کردن این وبلاگ کمک کنند.

*3- ) دوستانی که جکها رو می خونند بهترین و خنده دار ترین جک رو  شمارش رو بنویسند و به همراه آدرس ایمیلشون در بخش نظرات سایت بگذارند حتما بنویسند مربوط به بخش جک ها تا برای آنها به طور روزانه 50 جک جدید + فیلتر شکن فرستاده شود.!!

**4- ) کسانی که برنامه فیلتر شکن دائمی + اینترنت رایگان می خواهند بهترین جک های خود را برای ما به همراه آدرس ایمیل خود در بخش نظرات بگذارند تا ما هم به آنها برنامه فیلتر شکن دائمی + اینترنت رایگان هدیه بدهیم. ( هر 10 جک  برنامه1 فیلتر شکن دائمی رایگان + 1 ساعت اینترنت رایگان ( 

 

سری اول جکها رو می زارم و در صورت نظر دادن ادامه پیدا می کنه و سری دوم و سوم رو هم می زارم.

با جک های کوتاه شروع می کنم ( نظر یادت نره تا بازهم جک های جدیدتری بزارم)

۱-) ترکها واسه همدردی با زلزله زدگان بم همه خانه هایشان را خراب میکنند.!!!

2-) به ترکه میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید!!

3-) یه روز یه ترکه 2 تا دزد میگیره . زنگ میزنه به 220!!!!

4-) ترکه میمیره باباش رضایت نمیده!!!!!!

5-) به ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : این چیه؟ طرف کلی فکر کرد و گفت : شطرنج گردالی!!!!!

6-) . یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده مردم میرن پی ماجرا میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده!!!!

7-) یه ترکه تو جنگ یه هلیکوپترو میزنه. خلبانش با چتر میپره بیرون. ترکه میگه: بچه ها فرار کنید صاحبش اومد.!!!

8-) به ترکه میگن : شما فارسین ؟ میگه نه شما چشاتون قشنک میبینه!!!!

9-) سره سفره عقد عروس بله نمی گفت .... داماد یه کم فکر میکنه و میگه .... عمو زنجیر باف!!!!

10- ) یکی داشته نوار خالی گوش میکرده گریه میکرده میگن چرا گریه میکنی؟ میگه دلم واسه خوانندش میسوزه لال بوده!!!!

11-) به علی دایی می گن بازی ایران مکزیک چطور بود؟ می گه وسطی باحالی بود خداییش فقط چند بار توپ خورد تو سرم!!!!

 12-)  به ترکه می گن 3 تا مار نام ببر؟ می گه: مار کبری . مار زنگی. مارمولک

13-) ترکه می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم!!!!!!

14-) ترکه جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یکی داد می زنه می گه : سنکر بگیرید .ترکه از اون ور می گه : واسه من بربری بگیری!!!!!!

15- ) ترکه به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ ترکه می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما!!!!!!

16- ) بسیجی موبایلشو میزاره رو پیغام گیر می گه لطفا پس از شنیدن دعا ی کمیل پیغام خود را بگذا رید!!!!!

17-) به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف!!!!!

18-) بسیجیه عاشق یه دختر میشه شماره تلفن مسجد رو بهش می ده!!!!!

19- ) به آخونده میگن در چه صورت بازی ورق مجاز میشه. آخوند:باسه شرط زیر:1- اسم شاه ولایت فقیه بشه 2-بی بی چادر سرش کنه3- سربازها عضو بسیج بشن!!!!!

20- ) ترکه 50 تومنی چاپ میکنه میریزن میگیرنش چون همه داشتن قنوت میخوندن یکی رفته بوده رکوع!

21-) یه روز ترکه یه شماره تلفن پیدا میکنه زنگ میزنه میگه: ببخشید آقا من شمارتونو پیدا کردم آدرس بدید براتون بیارم!!!!

22- ) بسیجیه کیف سامسونت می خره رمزشو میزاره یا زهرا!!!!!!!!

23- ) به ترکه می گن دیوید بکهام رو می شنا سی ؟ می گه : آره سره کوچمون تعویض روغنی داره!!!

24- ) یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم !!!

25-) ترکه میره توی محلشون میگه: بچه ها من وقتی رفتم تهران روی من اسم یه گلو گذاشتن . بچه ها میگن چه گلی. ترکه میگه : اسگل.!!؟؟؟؟

26-) ترکه می افته تو جوب سند میذاره آزاد میشه.!!!!!!

27-)  به ترکه میگن: برو یه روزنامه کیهان بگیر، ده دقیقه بعد با یه خر برمیگرده. بهش میگن این چیه دیگه ؛ ترکه میگه : کیهان نداشت ، همشهری گرفتم.

28-) ترکه میره راهپیمایی میبینه شلوغه بر میگرده.

29-) ترکه می خواسته بره بهشت زهرا ، گل گیرش نمیاد کمپوت میبره.

30-)  یه یارو میره زیر غلتک ، ترکه میره به خونوادش خبر مرگشو بده. به پسر یارو میگه : بابات چه شکلی بود؟ پسره میگه : بلند و باریک. ترکه میگه : الان صاف و پهنه!!!!!

..........................................................................................................................................

 پايان سری اول جک ها  ( سری 30 تايی)

..........................................................................................................................................

حتما نکته سوم در آغاز صفحه را مطالعه نماييد!!!

........................................................................................................

 

ممنون از نظراتی که دادین و دوستانی هم که نظر داده بودن طبق قولی که داده بودیم جک های جدید رو می ذارم.

دوستانی هم که جک ها رو برای من فرستادن طبق قولی که داده بودیم 3 ساعت  اینترنت رایگان  به علاوه فیلتر شکن را به ایمیلشون فرستادم .

سری دوم جکها:

1-) ترکه پشتش مي خواريده هر کاري ميکنه دستش نمي رسه . ميره رو صندلي

 2-) به ترکه ميگن پيامبر کي به رسالت رسيد ؟ ميگه : نميدونم من سيد خندان پياده شدم

3-) ترکه ميره ماه عسل يادش ميره زنشو ببره.

4-) ترکه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضاء کرد

5-) به ترکه ميگن : چند تا پرنده نام ببر که پرواز ميکنن؟ ميگه : کبوتر ، قناري و خر .بهش ميگن : بابا خر که پرواز نميکنه . ترکه ميگه : خر ديگه ، يهو ديدي پرواز کرد.

6-). اردبيل زلزله مياد ، ترکه زنگ ميزنه مسئوليتشو برعهده ميگيره.

7-) ترکه بلند پروازي ميکنه با ضد هوايي مزننش

8-). ترکه جلوي پمپ بنزين داشته سيگار مي کشيده ، بهش ميگن اينجا سيگار نکش. ترکه ميگه : هه هه . من جلوي بابام هم سيگار ميکشم.

9-) ترکه تو مانور شرکت ميکنه ، اسير ميشه

10-) از ترکه ميپرسن شما تهراني هستيد ؟ ميگه : نه چشات قشنگ ميبينه .

11-) ترکه زمين ميخوره ، بخاطر اينکه سه نشه ، تا خونه سينه خيز ميره

12-) ترکه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين ، همه دورش جمع ميشن ميگن : چي شده. ترکه ميگه : والله منم تازه رسيدم.

13-) ترکه ميره زير ماشين ، رفيقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن

14-) ترکه بي هوا مياد تو اتاق خفه ميشه

15-) ترکه دنبال دزد ميکنه ، از دزده جلو ميزنه

16-) ترکه ادعاي پيغمبري ميکرده. رفيقاش بهش ميگن : بابا همين جوريکه نميشه بايد بري تو غار بشيني تا برات وحي بياد . ترکه ميره تو غار بعد از دو سه روز با دست وپايه خوني بر ميگرده . رفيقاش بهش ميگن : چي شد. ترکه ميگه ميگه : ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد.

17-)تو تبريز حکومت نظامي بوده ، يارو سربانه

/ 0 نظر / 31 بازدید